به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در دولت یازدهم و دوازدهم، تلاش برای تداوم شرایط و بقا را به معنای از دست دادن فرصتهای ارتقا و رقابت دانست و گفت: بزرگترین هدف از تمام اتهاماتی که در طول ۴۷ سال گذشته به ایران وارد شده، جایگزینی وضعیت «بقا» به جای «ارتقا» بوده است.
«حسامالدین آشنا» روز شنبه در میزگرد ایدهپردازی «دولت وفاق؛ دولتِ جنگ و دفاعِ میهنی» که با همکاری معاونت راهبردی ریاست جمهوری و خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و با حضور «علی عبدالله خانی» و «روحالله دهقانی فیروزآبادی» برگزار شد، اظهار کرد: وظیفه دولتها در پایدارسازی توان بازدارنگی کشورها سه ساحت دارد؛ یک ساحت هنگام جنگ، یک ساحت در وضعیت آتشبس ناپایدار و یک وضعیت نیز در پساجنگ متصور است.
وی با تشریح ساحات مدنظر خود، افزود: اگر بخواهیم به صورت ملموس صحبت کنیم، سوال این است که در ساحت اول یعنی هنگام جنگ و زمانی که درگیری نظامی وجود دارد، چالشهای بازدارندگی پایدار برای ما چیست؟ آیا توان در حال افزایش نظامی کشور رو به تحلیل میرود، یا ثابت است؟ به تعبیری طرح این سوال مهم است که در تداوم جنگ، آیا ما با تداوم قدرت روزافزون ایران مواجه هستیم، یا این وضعیت موجب فرسایش توان نظامی ما میشود؟
رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در دولت یازدهم و دوازدهم ادامه داد: در ساحت دوم، باید یادآور شویم که دشمن آمریکایی-صهیونی، تابآوری خود را از دست نداده، اما آیا ایران توانسته است هزینهای به دشمنان خود و همکاران آنها تحمیل کند؟
آشنا با بیان اینکه در ساحت سوم باید به مساله شکافهای اجتماعی توجه داشته باشیم، یادآور شد: شکاف اجتماعی که در حوادث دی ماه ایجاد شد، به صورت موقت و به دلیل شرایط جنگی کاهش پیدا کرد. اینکه ما این وضعیت را به این معنا تفسیر کنیم که همه مسائل ما از ریشه حل شدهاند، یا اینکه آن را صرفاً یک فهم احساسی، عاطفی و ناشی از احساس خطر ملی بدانیم، بدون آنکه ریشههای مسئله حل شده باشد، ۲ تحلیل و ۲ نتیجهگیری متفاوت به دست خواهد داد.
وی در ادامه با بیان اینکه تهدید به تخریب زیرساختهای حیاتی، تشدید تحریمها و خطر اجماع بینالمللی علیه مساله تنگه هرمز، کاملاً وجود دارد، تصریح کرد: میتوان فرض گرفت که بازدارندگی پایدار، دیگر صرفاً محصول توان نظامی نیست و نیازمند ترکیبی از قدرت اثباتشده و چشمانداز عزم سیاسی است.
وظیفه دولت در پایدارسازی توان بازدارندگی ایران چیست؟
رئیس پیشین مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری با برشمردن وظایف دولت -به معنای قوه مجریه و منتخب مردم- اضافه کرد: اولین وظیفه، دیپلماسی فعال است؛ وظیفه وزارت امور خارجه در شرایط جنگ، ایجاد کانالهای پنهان و آشکار مدیریت تنش است و در این زمینه استفاده از میانجیهای سنتی مانند عمان، قطر و پاکستان، برای انتقال پیامهای شفاف درباره خطوط قرمز ایران و هزینههای افزایش تنش مهم است.
حسامالدین آشنا بیان کرد: دومین وظیفه دولت، دیپلماسی عمومی مداوم است. یک کمیته عملیات روانی ــ البته نه به این معنا که سبک و زرد باشد ــ بلکه کمیته تبیین بازدارندگی در وزارت امور خارجه، باید بهطور منظم تشکیل شود و از یک طرف، توانمندیهای دفاعی، و از طرف دیگر، پایبندی ایران به قواعد بشردوستانه را برای افکار عمومی جهان توضیح دهد.
یک کمیته عملیات روانی ــ البته نه به این معنا که سبک و زرد باشد ــ بلکه کمیته تبیین بازدارندگی در وزارت امور خارجه، باید بهطور منظم تشکیل شود و از یک طرف، توانمندیهای دفاعی، و از طرف دیگر، پایبندی ایران به قواعد بشردوستانه را برای افکار عمومی جهان توضیح دهد.
این استاد دانشگاه رایزنی با کشورهای عرب منطقه را وظیفه سوم قوه مجریه در شرایط جنگ دانست و گفت: پیشنهاد گفتوگوی فنی درباره مدیریت بحرانهای دریایی به عربستان، حتی به امارات، کویت و دیگر کشورهای منطقه، برای کاهش خطر اجماع علیه مسئله هرمز لازم است. همچنین باید هماهنگیهای لازم با چین و روسیه صورت گیرد؛ یعنی تبدیل همکاریها به موضعگیریهای مشخص در شورای امنیت علیه محکومیت ایران در موضوع تنگه هرمز.
ضرورت شفافیتِ هزینههای جنگ
رئیس پیشین مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهور ادامه داد: مدیریت اقتصادی در جنگ، وظیفه دیگر دولت است؛ یعنی بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی باید ثباتسازی نرخ ارز از طریق مدیریت هوشمندانه ذخایر ارزی و مذاکره با کشورهای دوست برای تهاتر کالا به کالا را در دستور کار قرار دهند. همچنین برای تامین کالاهای اساسی باید فعالسازی مکانیزمهای غیررسمی مانند بازار سلف و بورس انرژی برای دور زدن تحریمهای جدید پس از جنگ انجام شود.
وی در ادامه اظهار داشت: همچنین خسارتهای زیرساختی ما نیز باید بهروشنی بیان شود. اینکه شما در این زمینه ۱۰ عدد مختلف میشنوید، نشاندهنده ناهماهنگی است. بالاخره مسئول کمیته تعیین خسارتهای جنگ چه کسی است؟ آیا این کمیته وجود دارد یا ندارد؟ در وزارت امور اقتصادی و دارایی، در بخش دولتی و غیردولتی، در بخش خصوصی و در بخش مردمی، آیا این خسارتها به تفکیک ارائه میشود؟
نیازمند تشکیل «شورای ملی هماهنگی پشتیبانی از تابآوری» هستیم
مشاور رئیس دولت یازدهم در امور فرهنگی، با بیان اینکه تصور مردم از جنگ باید واقعی و ملموس باشد، گفت: مردم باید بدانند جنگ یعنی چه؟ اگر نگوییم جنگ یعنی چه، تصور از جنگ، یک تصور خام خواهد ماند. چون خانه من را نزدهاند، خیال میکنم خانه کسی را نزدهاند. یکی از تفاوتهای این جنگ و جنگ هشتساله این بود که اینبار جنگ از تهران شروع شد. در جنگ هشت ساله، تهرانیها چه زمانی فهمیدند جنگ است؟ گفتند عجب، در سرحدات جنگ است. این بسیار مهم است که جامعه متوجه شود وضعیت ما از جهت خسارات چگونه است.
وی سومین حوزهای که دولت در آن وظیفه دارد را «مدیریت اجتماعی و کاهش شکافها» دانست و افزود: مرتب درباره مشارکت سخن میگوییم، اما مشارکت را در میدان انقلاب و در میدانها ارزیابی میکنیم؛ یعنی جایی که مردم بیایند و از ما اعلام حمایت کنند و نام آن را بگذاریم مردم در صحنه و میدان. آیا این تمام موضوع و کافی است؟ ما نیازمند یک ساختار رسمی هستیم که من نام آن را «شورای ملی هماهنگی پشتیبانی از تابآوری» میگذارم، با حضور نمایندگان منتخب از استانها و مناطق آسیبدیده که بتوانیم جلب «مشارکت عمومی» در دفاع مقدس را انجام دهیم.
بخشی از جامعه که دیده و شنیده نشده، باید دیده و شنیده شود
حسامالدین آشنا با بیان اینکه شهروندان جامعه ما امروز چهار وجه دارند، تاکید کرد: ما چیزی داریم به نام هسته سخت؛ متدینین، حزباللهیها، انقلابیون، جانفداها که تا آخر میایستKد. بخشی دیگر از جامعه نیز هستند که از آن طرف یعنی برای سرنگونی تا آخر میایستند. گروه دیگری داریم که هواداران نسبی حاکمیت هستند؛ یعنی تا همه جا نمیایستند، اما تا حدی میایستند، حاضر نیستند هزینه سنگین بدهند، اما حاضرند حمایت کنند. عدهای نیز براندازان نسبی هستند، آنان نیز حاضر نیستند هزینه زیادی بدهند، اما اگر ببینند اوضاع رو به افول است، ممکن است سنگی بیندازند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: اگر شما این چهار وجه یا چهار پاره جامعه را بپذیرید، باید تصمیم بگیرید که آیا میزان جانفداها را گسترش دهید یا کاهش؟ آن بخشی که طرفداران نسبی شما هستند را کاهش دهید یا افزایش؟ اگر پذیرفتید که باید افزایش دهید، اگر گفتید هسته سخت برای من کافی نیست ــ لازم است، اما کافی نیست ــ اگر گفتید من نه فقط هسته سخت، بلکه به پوسته سخت نیز نیاز دارم، چرا فقط به دنبال هسته سخت هستید؟ در این صورت ناگزیر هستید ۲ کار را انجام دهید؛ نخست، بخشی از جامعه که دیده نشده و صدایش شنیده نشده، شنیده شود و دوم، بتوانید خود را به آن بخشی از جامعه که شما را ندیده و نمیبیند، نشان دهید. جامعهای که با تلویزیون شما قهر کرده، اصلاً شما را نمیبیند. کسی که در بله و ایتا نیست، شما را نمیبیند. و شما که حاضر نیستید به توییتر بروید، حاضر نیستید به اینستاگرام بروید، حاضر نیستید به تلگرام بروید، شما آن بخش از جامعه را نمیبینید.
آشنا مقابله با بحران معیشت را در شرایط بحرانی جنگ بسیار مهم ارزیابی کرد و افزود: نمیتوانید از جامعه بخواهید که بایستد، اما حداقلها را نداشته باشد. بنابراین مسئله ما توزیع هدفمند یارانههای غیرنقدی به جای پرداخت نقدی تورمزا است؛ یعنی همان کاری که ما به عنوان کالابرگ انجام میدهیم که متاسفانه امروز ۶۰ درصد ارزش آن از بین رفته است.
وی اولویت دادن به خانوادههای دارای آسیبهای جنگی را مسئلهای بسیار جدی دانست و این پرسش را مطرح کرد که اگر من مخالف نظام بودم و اکنون خانهمان ترکش خورده باشد، پس از آنکه خانهمان ترکش خورد، با دیدن خدمات دولت، طرفدار نظام میشوم یا دشمنتر میشوم؟
فعالسازی سامانه جنگ شناختی برعهده کیست؟
این استاد دانشگاه، کنترل اطلاعات و شایعات و فعالسازی سامانه جنگ شناختی را مهم ارزیابی کرد و گفت: نباید از نیروهای نظامی انتظار داشته باشید که مدیریت افکار عمومی در زمان جنگ را انجام دهند؛ این توقع، بیجاست. این چه بار سنگینی است که ما بر دوش آنها میگذاریم؟ از آن طرف، آیا شما میتوانید کل این بار را بر دوش صدا و سیما بگذارید؟ آیا میتوانیم از تلویزیون بخواهیم که با نداشتن مخاطبِ کافی و عدم وجودِ نفوذ در میان قشر مهمی از جامعه، بار اقناع افکار عمومی را بر عهده بگیرد؟ آن هم با برخی از برنامههای بسیار خطرناک، با برخی از مجریان و تحریریههایی که ضد وحدت، ضد انسجام عمومی و ضد جنگ عمل کردهاند و میکنند؟
حسامالدین آشنا برآورد هزینه-فایده ادامه جنگ را وظیفه دولت دانست و گفت: دولت باید جامعه، میدان جنگ، اقتصاد حال و آینده و روابط بینالملل را توامان ببینید. باید کسی که از مردم رأی گرفته، یعنی منتخب جامعه است، در مقابل جامعه مسئول و متعهد است، درباره آینده جنگ تصمیم بگیرد. وظیفه دولت است که پیشنهادِ خط قرمزِ عملیاتیِ شفاف داشته باشد، یعنی دولت باید تعریف دقیقِ نقطه پایانِ جنگ را در دست داشته باشد، بگوید اگر چه شد جنگ تمام میشود، اگر چه شد اعلام پیروزی میکنم، اگر چه شد اعلام آتشبس میکنم، اگر چه شد اعلامِ عدمِ توانِ ادامه جنگ میکنم.
مشاور رئیس دولت یازدهم در امور فرهنگی در خصوص وظایف دولت در قبال دفاع مقدس، اذعان داشت: دولت وفاق ملی، دفاع مقدس را به عنوان موضوعی برای ایجاد وفاق ملی مطرح میسازد. این هنرِ یک دولت است که بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد. در نتیجه، هیچگونه جابجایی یا تغییری در رویکرد دولت رخ نمیدهد؛ بلکه دولت، دفاع را به عنوان مصداقی از وفاق ملی شناسایی و به آن عمل میکند.