به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی، با بیان اینکه بعد از گذشت هشت سال از درگذشت ایشان هضم این موضوع هنوز هم مشکل است، گفت: فوت ناگهانی پدر بسیار شوک آور بود و همه ما را در بهت فروبرد.
وی افزود: طبق گفته وزیر بهداشت وقت (سید حسین قاضی زاده هاشمی) که ظهر همان روز مهمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند،ایشان همچنان پرکار و فعال بودند و لذا شنیدن خبر فوت ناگهانی ایشان هم برای خانواده و هم مردم و جامعه بسیار شوک آور بود.
محسن هاشمی درخصوص برخی اظهارات مطرح شده بعد از فوت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی،گفت: هنوز هم بعد از گذشت این مدت چیزی روشن نشده است، در آن زمان شورای امنیت هم پیگیری هایی کرد البته در نهایت گزارشی تهیه شد که خدمت رییس جمهور وقت ( حسن روحانی) هم داده شد و دلیل اصلی فوت را سکته مطرح کردند. البته حرف های مختلفی زده شد که این موارد هم بررسی شد اما در نهایت گزارشی که داده شد آقای روحانی رئیس جمهور وقت روی آن نوشت که گزارش استحکام کامل ندارد و خواستند که بررسیها ادامه پیدا کند که ادامه پیدا نکرد.
وی درخصوص ویژگی های شخصیتی آیت الله هاشمی رفسنجانی و شخصیت معتدل وی در مواجهه با بحران های کشور و خالی بودن جای چنین سیاستمداری در شرایط امروز کشور، گفت: در پیام رهبر انقلاب هم این موضوع بود. ایشان گفتند آیت الله هاشمی رفسنجانی ۶۰ سال برای کشور چه در دوران مبارزه چه در دوران تثبیت انقلاب، چه در دوران سازندگی و چه در دورانی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود زحمت کشیدند و وقت گذاشتند.
محسن هاشمی افزود: پدر روستازادهای بود که در ۱۴ سالگی سال ۱۳۲۷ از رفسنجان به قم رفت. برای رسیدن به قم از روستا تا جاده اصلی، را بامرکب حیوانی آمدند و بعد به همراه خانواده سوار ماشین شدند که قصد هم کربلا بوده و خانواده عازم زیارت کربلا بودند و با ماشین میرفتند، در مسیر او را در قم نزد آیت الله مرعشی می برند و از همان سال درس طلبگی را در قم شروع میکند. در همان دوران که هنوز آیت الله بروجردی زنده بودند خدمت ایشان امتحان می دهند و از ایشان جایزه معروفی میگیرند.
وی ادامه داد: از همان موقع آیت الله هاشمی در شهر قم مشغول درس و مبارزه می شود و از طرف دیگر همسایه حضرت امام خمینی (ره) هم بودند و از این طریق با امام راحل آشنا میشود و بعد هم در کلاس درس ایشان شرکت میکند و بعد از فوت آیت الله بروجردی، تبلیغات زیادی برای مرجعیت امام انجام می دهد. نخستین دستگیری مرحوم پدر هم مربوط به سال ۱۳۳۷ است که در سفری به همدان آنجا صحبتهایی میکند. آن سخنرانی همزمان با سقوط نظام شاهنشاهی در عراق بوده است و اینکه که «اگر به مردم و به معیشت مردم نرسید، مشکلات مردم را حل نکنید چنین اتفاقی برایتان می افتد»، بنابر این همین صحبتهای ایشان باعث دستگیری می شود و زمانی که ایشان را به بازداشتگاه می برند علمای همدان اعتراض میکنند تقاضای آزادی میکنند، حتی نامهای به نخست وزیری می نویسند که چرا ایشان را بازداشت کرده اند.
محسن هاشمی ادامه داد: در نخستین برگ پرونده ساواک ایشان همین نامه هست که نخست وزیر به آنجا نوشته ایشان را آزاد کنید. چون به درخواست علمای همدان است که اتفاقاً پدر بنی صدر هم آن زمان جزو علمای همدان بوده است و ایشان را آزاد میکنند و به تهران میفرستند. از آن به بعد پرونده ساواک شروع می شود و به طور جدی تر وارد مبارزات می شوند که هفت بار در طول مبارزات تا انقلاب دستگیر میشوند و مجموعاً بیش از پنج سال زندان رفتند و خیلی زیاد شکنجه شدند که البته خودشان از شکنجهها اصلاً حرف نمیزنند اما دوستان و همکارانش می گویند که شکنجه ها خیلی شدید بوده است. سه سال مانده به پیروزی انقلاب ایشان با بزرگانی مثل آیتالله طالقانی، منتظری، لاهوتی و مهدوی کنی در زندان اوین بودند.