... امروز: پنج‌شنبه - 10 اردیبهشت - 1405
جامعه 05 اردیبهشت 1405 - 2:53 ب.ظ زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

خنثی‌سازی نقشه ترامپ نیازمند بازتنظیم هوشیارانه سیاست خارجی و داخلی است

به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا دیپلمات پیشین ایران با اشاره به اینکه در دوران آتش‌بس نیازمند باز تنظیم هوشیارانه و استراتژی چند وجهی برای تامین امنیت و منافع ملی ایران هستیم؛ گفت: صرف اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ، به‌تنهایی به معنای موفقیت برای ما نیست؛ موفقیت برای ما زمانی محقق می‌شود که بتوانیم از این شرایط استفاده کرده و با ارائه یک طرح کارآمد، بن‌بست موجود را بشکنیم و مسیر را به‌سمت پیشرفت مذاکرات با در نظرداشت منافع ملی ایران باز کنیم.

اول اردیبهشت ماه و ساعاتی پیش از پایان یافتن مدت زمان دو هفته‌ای آتش‌بس، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا در توییتی ضمن تکرار ادعاهای خود علیه ایران، این آتش‌بس را همراه با تداوم محاصره دریایی ایران، تمدید کرد. تصمیمی که با توجه به سردرگمی‌های طبیعی، یک جنگ غیرطبیعی، چندان عجیب نبود اما انگیزه‌ها و اهداف رئیس‌جمهور آمریکا از این تصمیم نیازمند بررسی عمیق و عبور از کلیشه‌های شعاری است. درک درست و صورتبندی دقیق از آتش‌بس اعلامی ترامپ، به تصمیم عقلانی در تهران منجر خواهد شد که می‌تواند منافع کشور را هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت حفظ کند. تصمیمی که به تاکید «نصرت‌الله تاجیک» دیپلمات پیشین وزارت امور خارجه باید به دور از ارزش‌داوری‌های شعاری بوده و همه دلایل پیدا و پنهان این تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا را در برگیرد. به منظور بررسی و تامل بیشتر در این زمینه با این تحلیلگر مسائل بین‌الملل به گفت‌وگو پرداختیم.

بالاخره شروع و تداوم جنگ از جهت مادی و معنوی برای ترامپ هزینه سنگینی دارد. با این جنگ بی‌منطق و غیر ضروری و غیرقابل توجیه که ترامپ حتی خلاف استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا علیه ایران شروع کرده و به مثابه ضربه‌ای مرگبار به نظم بین‌الملل نزاری است که از قبل هم در وضعیت بحرانی و رو به فروپاشی داخلی قرار داشت، بعید است آمریکا بتواند همچنان رهبری آنرا بر عهده داشته باشد. ترامپ پیش و در جریان این جنگ چند اشتباه محاسباتی داشت از جمله طولانی شدن این جنگ که در برآورد اولیه آمریکا و اسرائیل در نظر گرفته نشده بود. آنها تصور می‌کردند که می توانند در یک دوره کوتاه این جنگ سوم یا جنگ رمضان را به پایان ببرند و توان موشکی ایران را هم نابود کنند. آنها حتی به سناریو تجزیه ایران هم فکر کرده بودند.

اگرچه اکنون بعضاً در ادبیات و نظریه‌پردازی‌ها گفته می‌شود که آمریکا و اسرائیل نظرات متفاوتی در زمینه سرنگونی یا تجزیه ایران دارند، اما نمی‌توان هنوز این موضوع را به‌صورت قطعی تلقی کرد و نظریاتی در تأیید و رد این نظریه وجود دارد. بنابراین، در حال حاضر ترامپ در حقیقت به نظر من یک رویکرد هوشمندانه را آغاز کرده است؛ نوعی بازگشت به عقب «Flash Back» یا «درخواست وقت» Time Out، مشابه کاری که مربیان تیم‌های ورزشی انجام می‌دهند؛ یعنی ایجاد وقفه‌ای به‌عنوان نقطه عطف یا «Turning Point» برای بررسی و تغییر روند بازی یا اتخاذ استراتزی جدید بدون تحمل عواقب استراتژی پیشین.

این آتش‌بس شبیه حالتی است که یک شطرنج‌باز مکث می‌کند و دوباره به صفحه شطرنج نگاه می‌کند تا ببیند با کدام مهره‌ها و با چه راهبردی بازی کند. هدف این است و نباید دچار این تصور شویم که ما پیروز شدیم چون روی اصول ایستاده‌ایم و یا او شکست خورده چون درخواست آتش بس کرده است.

مهمترین دستاورد ترامپ از این درخواست وقفه این‌ است که با توجه به عدم توجیه منطقی برای شروع جنگی غیرضروری، آن‌هم توسط یک قدرتی که باید ضامن صلح و امنیت جهانی باشد، و شکاف در اردوگاه غرب و آشفتگی‌های درونی تیم امریکا، او در صدد است با این درخواست آتش بس و ژست صلح خواهی هم به بازسازی چهره خود بپردازد و هم توپ را به زمین ایران، که مقاومت او در برابر دو قدرت اتمی یک فضا و قدرت نرم بازدارندگی برایش تهیه کرده، بیاندازد.

لذا نباید با این حرکت ترامپ خوش‌خیالانه برخورد کرد. جدای از شخصیت و روانشناختی او، در این راه وی از استراتژیست‌های نظامی و سیاسی آمریکا بهره می‌گیرد و لذا درک واقع‌گرایانه از بازی‌های او و کارت‌هائی که رو می‌کند خیلی مهم است و باید دقت کنیم که دچار اشتباه محاسبه نشویم. ترامپ در همان توییتی که آتش‌بس را اعلام کرد، اشاره می‌کند که حکومت ایران دچار تفرقه شده است. اینکه این ادعا درست است یا نادرست، بحث دیگری است، اما او بر اساس همین استنباط چه در قالب جنگ روانی و چه در غیر آن اقدامات بعدی خود را تنظیم می‌کند. فقط دقت کنیم تشخیص مرز بین جنگ روانی و روائی با جنگ اراده‌ها و هر دو با طراحی هدفمند طرف مقابل خیلی مهم و نیاز به توانائی‌های میدانی و سیاسی دارد.

در حقیقت، این آتش‌بس شبیه حالتی است که یک شطرنج‌باز مکث می‌کند و دوباره به صفحه شطرنج نگاه می‌کند تا ببیند با کدام مهره‌ها و با چه راهبردی بازی کند. هدف این است و نباید دچار این تصور شویم که ما پیروز شدیم چون روی اصول ایستاده‌ایم و یا او شکست خورده چون درخواست آتش بس کرده است. اینها برای رسانه‌های زرد و دل‌خوش‌کننده است. موضوع ورای این استنباط‌های کودکانه است.

او در توئیتش می‌نویسد «نخست‌وزیر پاکستان شهباز شریف، از ما خواسته که حمله خود به کشور ایران را تا زمانی که رهبران و نمایندگان آن‌ها نتوانند یک پیشنهاد واحد ارائه دهند، متوقف کنیم. بنابراین، من به نیروهای مسلح خود دستور دادم که محاصره را ادامه دهند و در سایر جنبه‌ها آماده و قادر به اقدام باقی بمانند، همچنین آتش‌بس را تا زمانی که پیشنهاد آن‌ها ارائه شود و مذاکرات به نحوی به پایان برسد، تمدید کنند.» ما در برابر این استراتژی جدید که فقط ۷ ساعت بعد از آنکه نوشته بود که «آتش‌بس تمدید نمی‌شود» نیاز به هوشیاری و هوشمندی مضاعف داریم.

ما به باز تنظیم هوشیارانه سیاست‌ها نیازمند هستیم که شامل یک استراتژی چند وجهی برای تامین امنیت و منافع ملی ایران باشد آنهم در شرایطی که هر طرفی که دانش استراتژی و آینده نگری و تصویر دقیقی از صحنه در کنار صبر، هوشیاری، انسجام درونی در سطح تصمیمی گیری و حمایت مردم و تاب آوری بیشتری داشته باشد، دستاورد بیشتری هم خواهد داشت.

به عقیده من، از آنجا که ترامپ هنگام آغاز محاصره دریایی اعلام کرد که این اقدام از جنگ و بمباران ایران موثرتر است، او تصمیم خود را تقریبا بعد از یک دوره چهل روزه جنگ با همه آثار تخریبی بر ایران و لطمه‌ای که به آبروی آمریکا وارد آمده، گرفته است. اما مفهوم این سخن آن نیست که لزوماً او دیگر به جنگ باز نمی‌گردد، بلکه به این معناست که در شرایط عادی و بدون برهم خوردن صحنه توسط عوامل دیگر چه اسرائیل، چه ایران و چه بازیگر سومی مانند چین و غیره ترجیح می‌دهد بر همان گزینه محاصره دریایی تمرکز کند، به‌جای آنکه هزینه‌های مادی و معنوی جنگ را برای خود افزایش دهد.

بنابراین هدف این است که هم بازی خود را تنظیم کند و هم فرصتی به دیپلماسی بدهد تا شرایط و خواسته‌هایش با خسارت کمتری محقق شود. اینکه این شرایط و خواسته‌ها منصفانه هستند یا نیستند و قابل اجرا هستند یا نه، خود بحثی جداگانه است و به توازن قوا در سیاست و میدان بستگی دارد. در اینجا قضاوت ارزشی انجام نمی‌دهیم، بلکه در حال تحلیل هستیم تا بتوانیم صحنه را روشن‌تر و شفاف‌تر کنیم و همه عوامل به‌وضوح دیده شوند تا برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مسئولان مفید باشد.

به عقیده من، توجه به این نکات بسیار حائز اهمیت است. از اینجا به بعد یک دیپلماسی و طراحی سیاسی و بازیگری هنرمندانه می‌خواهیم که یک ورق جدید رو کند و نه در را بر همان پاشنه بچرخاند. اصولا حاصل کار دیپلماسی نباید چرخاندن در بر یک پاشنه باشد بلکه دیپلماسی باید مدام پاشنه تولید کند تا در برای تامین منافع و اهداف ملی بر روی آنها به‌طور اقتضائی بچرخد. در دیپلماسی مرغ یک پا نداریم. همزمان رفتار ما باید به گونه‌ای باشد که طرف مقابلمان هم مرغ یک پا نداشته باشد. مسئولیت دیپلماسی ایجاد فضا است. الان باید در این تنفس، به این طناب سردرگم کمی فضا بدهیم تا بشود مسائل و مشکلات را به اجزای کوچکتر تقسیم و هر یک را جداگانه حل کرد.

نویسنده
رضا شکوری
مدیر مسئول پایگاه خبری راه وطن
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی فحش و افترا به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به نظرات دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *