به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا پس از آغاز جنگ تحمیلی جاری و تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، روابط تهران و ابوظبی وارد بحرانی جدید شد. امارات که در تلاش برای حفظ ظاهری بیطرف بود، بهسرعت و در پاسخ به در اختیار قرار دادن خاک و آسمان خود به متجاوزان، هدف حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفت. ایران، با هدف قرار دادن مواضع و منافع ایالات متحده در امارات، پیام قاطعی به همسایگان و ائتلافهای خارجی فرستاد و تأکید کرد که هرگونه همکاری با متجاوزان هزینهبر خواهد بود.
از نهم اسفند ۱۴۰۴ و تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، روابط میان تهران و ابوظبی که ابتدا به ساکن با عنوان «تنش دیپلماتیک» قابل توصیف بود به درگیری نظامی و اقتصادی تغییر کرد. پای امارات که در هفتههای پیش از جنگ، تلاش داشت تا به نحوی بیطرفی خود را اعلام کند، با استفاده ایالات متحده از حریم این کشور عملا به این جنگ تحمیلی علیه ایران کشیده شد. همزمان با این همراهی نظامی با متجاوزان، موضعگیریهای سیاسی مقامهای امارات نیز در مسیر حمایت از تغییر نظام سیاسی مستقر در ایران قرار گرفت.
یوسف العتیه، سفیر امارات متحده عربی در آمریکا در تاریخ ۲۵ مارس و در مقالهای با عنوان «امارات در مقابل ایران ایستاده است» که در روزنامه وال استریت ژورنال منتشر شد، به صورت علنی و شفاف، انقلاب اسلامی ایران را «تهدیدی برای امنیت جهانی و ثبات اقتصادی» توصیف کرد و نوشت: «یک آتشبس ساده کافی نیست؛ ما به یک نتیجه قاطع نیاز داریم که تمام طیف تهدیدهای ایران اعم از قابلیتهای هستهای، موشکها، پهپادها، پروکسیهای تروریستی و محاصره آبراههای بینالمللی را پوشش دهد.» این مقاله یکی از صریحترین و تندترین موضعگیریهای رسمی مقامات اماراتی در جریان جنگ تحمیلی محسوب میشود و مستقیماً خواستار ادامه فشار تا «نتیجه قاطع» علیه ایران است.
ایران میگوید حمله به اماکنی چون جزایر خارگ و ابوموسی از راسالخیمه، صورت گرفته است. با تداوم همراهی نظامی و حمایت لجستیکی امارات از تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران، تهران عملیاتی کردن هشدارهای قبلی درباره هدف قرار دادن پایگاهها و منافع آمریکا را در کشورهایی که از آنها حملهای به ایران صورت گرفته باشد،آغاز کرد. از آغاز جنگ، چندین مکان کلیدی در امارات از جمله تاسیسات گازی حبشان، میدان نفتی باب، پایگاه هوایی ظفره، بندر فجیره و تاسیسات ذخیرهسازی نفت، و فرودگاه بینالمللی دوبی هدف قرار گرفت.
ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، در یک مقطع از ساکنان مناطق پرجمعیت امارات خواست برای حفظ ایمنی خود از «بنادر، اسکلهها و مخفیگاههای آمریکایی در شهرهای امارات» دوری کنند و گفت ایران «حق مشروع» دارد برای دفاع از خود، سایتهای پرتاب موشک آمریکا در امارات را هدف قرار دهد.
اکنون و در حالی که جنگ تحمیلی وارد ماه دوم خود شده، روابط دو کشور به پایینترین سطح تاریخی رسیده است. امارات بیشترین آسیب اقتصادی را در میان کشورهای خلیج فارس متحمل شده و ایران نیز با قطع کامل مراودات تجاری و دیپلماتیک، پیام روشنی فرستاده است. تحولاتی که نه تنها معادلات منطقهای را دگرگون کرده، بلکه آینده امنیت انرژی خلیج فارس را نیز برای ماهها و شاید سالها تحت تأثیر قرار خواهد داد.
روابط ایران و امارات متحده عربی از همان آغاز تشکیل این کشور در دسامبر ۱۹۷۱ با تنشهای عمیقی گره خورده است. نقطه آغازین اختلافات، ادعای این امیرنشین حاشیه خلیج فارس مبنی بر تصرف سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک توسط ایران در نوامبر ۱۹۷۱ و درست دو روز پیش از استقلال امارات از بریتانیا بود. ایران این جزایر را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میداند که ریشه در تاریخ پیش از ورود بریتانیا به خلیج فارس دارد، اما امارات آنها را متعلق به امارتهای شارجه و رأسالخیمه میشمارد و اشغال آنها را نقض حاکمیت خود قلمداد میکند. این اختلاف مرزی که هنوز حلنشده باقی مانده، پایه و اساس بسیاری از تنشهای بعدی شد و حتی در دوران سلطنت پهلوی نیز، علیرغم روابط نسبتاً نزدیک، به عنوان یک زخم تاریخی تلقی میشد.
با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) در ایران، روابط دو کشور وارد فاز جدیدی از تنشهای ایدئولوژیک و امنیتی شد. امارات در جنگ تحمیلی ۸ ساله، از عراق حمایت کرد و پس از آن، نگرانیهای ابوظبی از برنامه هستهای ایران و نفوذ منطقهای تهران افزایش یافت. با این حال، فرازهای اقتصادی نیز همواره وجود داشت؛ دبی به عنوان دروازه تجاری ایران عمل میکرد و هزاران شرکت ایرانی و صدها هزار ایرانی در امارات ساکن بودند. حتی در دوران تحریمهای شدید، تجارت دوجانبه (به ویژه صادرات مجدد امارات به ایران) رونق گرفت و امارات به بزرگترین شریک تجاری غیرنفتی ایران تبدیل شد. این پیوندهای عملی در برابر تنشهای سیاسی، مانند کاهش سطح روابط دیپلماتیک امارات در سال ۲۰۱۶ در همبستگی با عربستان، یا حملات به نفتکشها در نزدیکی فجیره در ۲۰۱۹، مقاومت نشان داد.
در دهه اخیر اما روابط شاهد نوسانات شدیدی بود؛ از یک سو، تلاشهایی برای کاهش تنش در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ با بازگشت سفیران و سفرهای مقامات دو طرف مانند بازدید مشاور امنیت ملی امارات از تهران مشاهده شد که ریشه در درسهای گرفتهشده از سیاست «فشار حداکثری» آمریکا و نیاز به ثبات اقتصادی داشت. از سوی دیگر، اختلاف بر سر جزایر همچنان مانع اصلی بود و مسائل منطقهای مانند جنگ یمن و نزدیکی امارات به اسرائیل در قالب توافق ابراهیم، بر آتش تنشها دمید. اما نقطه عطف در جریان جنگ تحمیلی سوم علیه ایران رخ داد؛ قطع کامل روابط دیپلماتیک توسط امارات، که پایان دورهای از تعاملهای عملی را رقم زد. این تصمیم در بستر درگیریهای گستردهتر منطقهای، از جمله حملات دفاعی موشکی و پهپادی ایران به اهداف در کشورهای حاشیه خلیج فارس اتخاذ شد و نشاندهنده آن است که علیرغم وابستگی اقتصادی عمیق، اختلافات امنیتی همچنان میتوانند روابط را به بنبست بکشانند.
از ۹ اسفندماه سال گذشته (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، همزمان با آغاز حملات دفاعی و تلافیجویانه ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل، مقامات امارات متحده عربی یکی از شدیدترین واکنشها را نشان دادند. وزارت امور خارجه امارات بلافاصله حملات موشکی و پهپادی ایران را «تهاجم آشکار»، «اقدام تروریستی»، «حمله بزدلانه» و «نقض فاحش حاکمیت و قوانین بینالمللی» محکوم کرد و آن را تهدیدی جدی علیه امنیت غیرنظامیان، زیرساختها و ثبات منطقه دانست. این بیانیهها تأکید داشتند که چنین اقداماتی خطرناکترین تشدید تنش است و امارات حق کامل دفاع از خود را محفوظ میداند. انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیسجمهور امارات، حملات را نشانه «شکست نظامی، ورشکستگی اخلاقی و انزوای سیاسی» ایران توصیف کرد و هشدار داد که این استراتژی تنها به تشدید خصومت بلندمدت منجر خواهد شد.
در روزهای اولیه درگیریها، مواضع امارات به سرعت عملیاتی شد. امارات سفارت خود در تهران را تعطیل کرد، سفیر و تمامی کارکنان دیپلماتیک را فراخواند و روابط دیپلماتیک را قطع کرد که یکی از قویترین اقدامات در میان کشورهای عربی بود. محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، در نخستین اظهارات عمومی خود، کشور را «در دوران جنگ» خواند و با اشاره مستقیم به ایران به عنوان «دشمن»، گفت: «امارات طعمه آسان نیست»، «پوست کلفت و گوشت تلخ دارد» و «دست امارات قوی است». او تأکید کرد که امارات «خوب است» و «قویتر از قبل بیرون خواهد آمد». عبدالله بن زاید، وزیر امور خارجه، نیز حملات را «غیرقانونی و بیدلیل» دانسته و محکوم کرد و انور قرقاش بارها بر لزوم فراتر از آتشبس ساده و اعمال محدودیت بر برنامه هستهای، موشکی و پهپادی ایران و جلوگیری از باجخواهی در آبراهها اصرار ورزید.