به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا ایران در میانه جنگ تحمیلی و فشار مستمر تحریمها، نهتنها انسجام اجتماعی و تداوم خدمات حیاتی را حفظ کرد، بلکه با اتکا به ظرفیتهای ملی، مدیریت میدانی و روحیه ایستادگی مردم، چهرهای از تابآوری و اقتدار را به نمایش گذاشت که بسیاری از محافل غربی را بهتزده کرد.
اندیشکده انگلیسی چتمهاوس در همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی، با تأکید بر تفاوت بنیادین ایران با الگوهای منطقهای، تصریح کرد که ایران، عراقِ ۲۰۰۳ نیست. این اندیشکده اذعان داشت که جمهوری اسلامی ایران از ساختاری ریشهدار و نهادهایی منسجم برخوردار است که بر پایه یک هویت یکپارچه شکل گرفته و از ظرفیت بالایی برای بازیابی در شرایط فشار بهره میبرد.
در این ارزیابی آمده است که آسیب به بخشی از سطوح مدیریتی، بهدلیل همین عمق ساختاری، نمیتواند خللی در تداوم مسیر اداره کشور ایجاد کند. این اندیشکده انگلیسی همچنین واکنش ایران در کمتر از چهار ساعت پس از نخستین حملات را نشانه آمادگی، انسجام و هماهنگی از پیش طراحیشده دانست؛ روایتی که راب مکایر، سفیر پیشین انگلیس در تهران و عضو چتمهاوس، نیز تکرار کرد و نوشت سازوکارهای لازم برای تداوم فرماندهی و اداره امور کشور از قبل پیشبینی شده بود.
در همین حال، خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از سه منبع آگاه نوشت ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا پس از نزدیک به دو هفته حملات مستمر، با فضاسازیهای اولیه درباره نتایج این تجاوز علیه ایران همخوانی نداشت و بار دیگر فاصله محاسبات واشنگتن با واقعیتهای میدانی را آشکار کرد. همین خبرگزاری در گزارش دیگری نیز اذعان کرد برآوردی که بر اثرگذاری سریع استوار بود، عمق ساختار مدیریتی، آمادگی جایگزینی و تجربه انباشته ایران در عبور از جنگ تحمیلی و سالها فشار و تحریم را نادیده گرفته بود.
به طور کلی بازتابهای خارجی بر این واقعیت تأکید دارد که ایران در سالهای فشار و تحریم، بنیانهای لازم برای حفظ کارکرد بخشهای حیاتی را استوار کرده بود و همین آمادگی در جریان جنگ اخیر، در تداوم خدمات عمومی، تأمین نیازهای اساسی و جلوگیری از اختلال فراگیر خود را بهروشنی نشان داد.
برخی ارزیابیهای خارجی نیز ناگزیر شدهاند اذعان کنند که محاسبات اولیه درباره اثرگذاری سریع جنگ علیه ایران، با واقعیتهای میدان همخوانی نداشت. اندیشکده مؤسسه خدمات سلطنتی متحد در یادداشتی نوشت که در همان مراحل ابتدایی جنگ، فرضهای اولیه درباره نبود تابآوری سیاسی و نظامی ایران و نیز اثرگذاری سریع حملات هوایی، نادرست از آب درآمده بود.
رویترز نیز در تحلیلی گزارش داد که طراحان این تجاوز، تابآوری ایران را دستکم گرفته بودند و فشار نظامی، بهجای برهمزدن معادلات، به انسجام بیشتر ساختار انجامید. و اما در سطح راهبردی، برخی محافل اروپایی به این جمعبندی رسیدهاند که جنگ اخیر، نهتنها به اهداف اعلامی طراحان آن نرسید، بلکه هزینههای طرف مقابل را نیز افزایش داد.
شورای اروپایی روابط خارجی در تحلیلی نوشت تهران در برابر فشارها عقب ننشست و همین واقعیت، تصور واشنگتن از دستیابی به یک نتیجه سریع را با بنبست روبهرو کرد. این اندیشکده همچنین تأکید کرد که حتی آتشبس موقت نیز برای اروپاییها اطمینانبخش نیست، زیرا سایه بحران انرژی و اختلال در بازارها همچنان پابرجاست.
اندیشکده فرانسوی روابط بینالملل نیز اعلام کرد که عملیات آمریکا در ایران، محدودیتهای ذاتی الگوی عملیاتی اسرائیلی-آمریکایی و پیشفرضهای مسئلهدار غربی را آشکار کرده است.
در همین حال، روزنامه ایتالیایی لا رپوبلیکا گزارش داد که ترافیک انرژی از تنگه هرمز از سه تا چهار هزار کشتی به کمتر از ۱۰۰ کشتی در یک ماه کاهش یافته و این گلوگاه تجارت جهانی، بازارها و اقتصادها را با نگرانی جدی مواجه کرده است. از این منظر، ایستادگی ایران فقط یک واکنش داخلی نبود، بلکه به عاملی مؤثر در بازتنظیم محاسبات غرب درباره هزینههای جنگ تبدیل شد.
برآیند ارزیابیهای راهبردی در بنامترین اندیشکدهها و رسانههای غربی، حقیقتی انکارناپذیر را پیش چشم جهانیان قرار داد و آن اینکه ایران نه بر پایه الگوهای از پیشساخته در پندار خام برخی پایتختهای غربی، بلکه با اتکا به الگوی بیبدیل حکمرانی مقتدرانه در قلب بحران به میدان آمد. در این پیکار، ایران نهتنها در برابر توفان حوادث از حرکت بازنماند، بلکه با صلابت، مسیر پیشرفت و تعالی خود را ادامه داد.
در این تصویر پرشکوه، آنچه از کیان و اعتبار این مرز و بوم صیانت کرد، تنها در قدرت نظامی خلاصه نمیشد، بلکه درهمتنیدگی پولادین نهادها، عمق تجربه حکمرانی در تلاطمهای سخت و ارادهای تزلزلناپذیر بود که در برابر مثلث شوم جنگ، تحریم و خصومت ایستاد و حماسهای از ایستادگی مدبرانه را رقم زد.