به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا در حالی که ایران بر نقش راهبردی تنگه هرمز تأکید دارد و آمریکا خواستار محدودیتهای هستهای است، حل این دو محور میتواند مسیر مذاکرات را تعیین کند.
مذاکرات میان ایران و ایالات متحده طی سه هفته گذشته متوقف شده است. دو کشور توانستهاند آتشبس شکننده خود را حفظ کنند، اما با وجود روزها گفتوگو اعم از مستقیم و غیرمستقیم و حتی برگزاری یک نشست سطح بالای ۲۱ ساعته در اسلامآباد، همچنان دستیابی به توافقی پایدار دور از دسترس است.
بخشی از این ناکامی به انتظارات نادرست واشنگتن بازمیگردد. دونالد ترامپ بر این باور است که آمریکا دست بالا را دارد و میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند. اما بخش دیگری از مشکل، به بیاعتمادی عمیق میان دو طرف مربوط میشود. آمریکا در طول سالهای اخیر بارها در مذاکرات، ایران را ناامید کرده است؛ از امضای توافق هستهای در سال ۲۰۱۵ و خروج از آن در سال ۲۰۱۸ گرفته تا آغاز مذاکرات جدید در سال ۲۰۲۵ و سپس حمله به زیرساختهای هستهای ایران. اکنون نیز همزمان با ازسرگیری گفتوگوها، عملیات نظامی جدیدی آغاز شده است. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان به موفقیت مذاکرات کنونی یا دوام آتشبس اعتماد ندارند.
برای غلبه بر این بیاعتمادی، آمریکا باید نشان دهد که مذاکرات فعلی با گذشته متفاوت است و میتواند به توافقی پایدار منجر شود. یکی از گامهای اساسی، پذیرش حقوق بنیادین ایران بهعنوان یک کشور مستقل است، از جمله حق غنیسازی اورانیوم برای اهداف صلحآمیز. همچنین آمریکا باید به بازسازی منطقه کمک کند، از جمله از طریق اجازه به کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله ایران برای اعمال هزینههای اضافی بر برخی صادرات نفتی که از تنگه هرمز عبور میکنند. این درآمدها میتواند برای بازسازی منطقه بهکار رود. در مقابل، ایران نیز باید محدودیتها و نظارتهای سختگیرانهتری بر برنامه هستهای خود بپذیرد و از دریافت هزینه عبور کشتیها از تنگه، که مغایر قوانین بینالمللی است، صرفنظر کند.
چنین توافقی میتواند آنچه دیپلماتها «پل طلایی» مینامند فراهم کند؛ یعنی مسیری که طرفین بتوانند بدون از دست دادن وجهه خود، از مواضع حداکثری عقبنشینی کنند. البته این امر با مخالفت جریانهای تندرو در آمریکا مواجه خواهد شد، اما واقعیت این است که دیپلماسی مبتنی بر فشار، کارآمد نیست و تنها موجب تشدید تنشها میشود.
گامهای اولیه برای کاهش تنش شامل حفظ آتشبس و خودداری از حمله به زیرساختهای حیاتی است. سپس باید اختلافات اصلی، بهویژه در حوزه هستهای، حلوفصل شود. آمریکا نگران ذخایر اورانیوم غنیشده ایران و ظرفیت سانتریفیوژهاست، اما این مسائل قابل مدیریت هستند. ایران میتواند سطح غنیسازی را کاهش داده و تحت نظارتهای بینالمللی قرار گیرد.
دونالد ترامپ بر این باور است که آمریکا دست بالا را دارد و میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند
در مقابل، آمریکا باید حق ایران برای استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای را بپذیرد. یکی از راهکارهای پیشنهادی، ایجاد یک ساز و کار چندجانبه منطقهای برای نظارت بر فعالیتهای هستهای است. در صورت توافق، ایران میتواند از رفع تحریمها بهرهمند شود و قطعنامههای شورای امنیت نیز اصلاح یا لغو شوند.
در کنار موضوع هستهای، مساله کنترل تنگه هرمز نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. ایران توانایی مسدود کردن این مسیر را نشان داده و در پی تثبیت این موقعیت است، در حالی که آمریکا خواستار آزادی کامل عبور و مرور است. برای حل این اختلاف، دو طرف باید راهکارهای خلاقانهای بیابند. یکی از این راهکارها، اعمال هزینههای حملونقل توسط کشورهای صادرکننده نفت در مبدأ است، نه بهعنوان عوارض عبور از تنگه.
در نهایت، چنین سازوکاری میتواند درآمد قابل توجهی ایجاد کند، برآوردها از رقمی حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال حکایت دارند که میتواند از طریق یک نهاد بینالمللی برای بازسازی منطقه تخصیص یابد.
منابع مالی حاصل از این ساز و کار میتواند تا حدی برای بازسازی ایران اختصاص یابد و به این ترتیب، بخشی از خواسته تهران برای دریافت غرامت جنگی تأمین شود. بخش دیگری از این منابع نیز میتواند صرف جبران خسارات غیرنظامی در کشورهای عربی منطقه شود. این منابع میتوانند نیازهای فوری بشردوستانه منطقه را برطرف کرده و به بازسازی آسیبهای گسترده ناشی از جنگ کمک کنند.
همچنین بخشی از این سرمایه میتواند برای مقابله با چالشهای زیستمحیطی منطقه به کار رود. این صندوق، مکمل کمکهایی خواهد بود که ایالات متحده، اتحادیه اروپا، کشورهای ثروتمند عربی و دیگر بازیگران برای بازسازی ارائه میدهند. مدت فعالیت این صندوق میتواند نامحدود باشد، اما بهصورت دورهای مورد بازبینی قرار گرفته و در صورت لزوم توسط طرفهای ذیربط تمدید شود. کشورهایی که هزینههای اضافی صادرات را اعمال میکنند، بههمراه عمان که خود نیز از جنگ آسیب دیده در این سازوکار نقش خواهند داشت. عراق به دلیل جنگ طولانی دهه ۱۹۸۰ با ایران و نیز متفاوت بودن نیازهای بازسازی آن، در این روند مشارکت نخواهد داشت.
ایران توانایی مسدود کردن تنگه هرمز را نشان داده و در پی تثبیت این موقعیت است، در حالی که آمریکا خواستار آزادی کامل عبور و مرور است
توافق درباره تنگه هرمز باید در وهله نخست میان ایران و ایالات متحده شکل گیرد. دو کشور میتوانند گروههای کاری تخصصی برای این موضوع و همچنین برای مسائل هستهای تشکیل دهند. در عین حال، سازمان ملل متحد نیز نقشی کلیدی در این فرآیند خواهد داشت. اجرای چنین ساز و کاری نیازمند تأیید شورای امنیت و نظارت گستردهتر سازمان ملل است تا اطمینان حاصل شود که منابع مالی در مسیرهای غیرمجاز—مانند توسعه نظامی یا برنامههای تسلیحاتی—مصرف نمیشود.
شورای امنیت باید یک نهاد جدید احتمالاً با عنوان «آژانس همکاری خلیج فارس» ایجاد کند که مسئول توزیع و نظارت بر این منابع باشد. این نهاد باید تحت مدیریت نیروهای متخصص و با نظارت دبیرکل سازمان ملل فعالیت کند. علاوه بر ایران و کشورهای خلیج فارس، اعضای دائم شورای امنیت و برخی کشورهای دیگر نیز میتوانند در مدیریت و تأمین منابع این نهاد مشارکت داشته باشند. مجمع عمومی سازمان ملل نیز میتواند در حل اختلافات مرتبط با این نهاد نقش ایفا کند.
چنین اقداماتی بهتنهایی اختلافات بنیادین میان ایران و آمریکا را حل نخواهد کرد، اما میتواند به کاهش تنشها و ایجاد زمینه برای مذاکرات بلندمدت کمک کند. بازگشایی فوری تنگه هرمز ضروری است و پیوند دادن این موضوع با مذاکرات هستهای میتواند برای ایران منافع اقتصادی ایجاد کرده و انگیزهای برای پذیرش محدودیتهای هستهای فراهم آورد.
با این حال، برای دستیابی به صلح پایدار، مشارکت اسرائیل نیز ضروری است. بدون یک توافق عدمتجاوز میان ایران و اسرائیل، احتمال تداوم درگیریها وجود دارد. هرچند چنین توافقی دشوار است، اما میتوان به نوعی همزیستی کنترلشده دست یافت. ایجاد کانالهای ارتباطی غیررسمی و کاهش لحن تنشآمیز، میتواند به کاهش خطر درگیری کمک کند.
موضوع فلسطین نیز همچنان یکی از عناصر کلیدی در امنیت منطقه است. حل این مساله میتواند بخشی از تنش میان ایران و اسرائیل را کاهش دهد و به ایجاد ثبات کمک کند.
خاورمیانه در نقطهای حساس قرار دارد. اگرچه ایران بارها تأکید کرده که قصد دستیابی به سلاح هستهای ندارد، اما فشارهای داخلی و خارجی میتواند مسیر تحولات را تغییر دهد. در چنین شرایطی، تنها راه جلوگیری از تشدید بحران، حرکت به سمت دیپلماسی و یافتن راهحلهای مبتنی بر همکاری است. استفاده از زور یا حملات نظامی نمیتواند این بحران را حل کند؛ بلکه تنها یک توافق متوازن میتواند مسیر خروج از تنش و رسیدن به ثبات را هموار سازد.