
به گزارش پایگاه خبری راه وطن و به نقل از ایرنا مسعود پزشکیان» و «سعید جلیلی» نامزدهای دور دوم انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم با ۲ رویکرد و ۲ گفتمان کاملا متفاوت، میتوانند مطالبات بخش قابلتوجهی از جامعه را نمایندگی کنند؛ البته مشروط به اینکه گفتمانهایشان مشارکت را نسبت به دور نخست انتخابات به طور چشمگیری بالا ببرد.
گفتمان دالهای آخرتگرایی، معنویتخواهی، ایثارگری، شهادتطلبی، دنیاگریزی، مردمسالاری دینباوری، تقدم منافع جمعی بر منافع فردی، تولی و تبری، جهاد و مقابله با تجاوز به مثابه دستورالعملی برای کاربست آحاد ایرانیان حول دال مرکزی نظام و امام درآمد. در این فضا بـود کـه مفاهیم و واژگانی چون راست و چپ در عرصه سیاسی با تدبیر بنیانگذار انقلاب و با توقف و تعطیلی کار حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به حاشیه رانده شد.
در این برهه از زمان، گفتمان مذکور با بهرهگیری از دال غیرت ملی و ضرورت دفاع از کشور و وطندوستی، زمینه تهییج مردم در جمهوریت و مشارکت سیاسی را فراهم ساخت.
۴.گفتمان راست سنتی (مذهبی)
گفتمان راست سنتی به عنوان یکی از ستونهای اصلی در فضای سیاسی ایران و نظام مردمسالار دینی در دهه ۶۰ ظهور کرد و در ادوار انقلاب مرجع جریانهای انقلابی است.
طرفداران این گفتمان، محافظهکار و آرمانگرای واقعبین نامیده میشوند، برای ارزشها اهمیت قائل بوده و معتقدند رشد و توسعه اقتصادی نباید با ارزشها در تضاد قرار گیرد و عدالت اجتماعی را مقدم بر توسعه میدانند.
دخالت مستقیم دولت در اقتصاد، تاکید بر عدالت اجتماعی و استقلال اقتصادی و سیاسی، مخالفت صریح با خصوصیسازی و آزادسازی اقتصادی، مخالفت با تعدیل اقتصادی و حاکمیت سرمایهداری از دیدگاههای گفتمان چپ سنتی محسوب میشد
در دهه نخست بعد از پیروزی انقلاب، گفتمان راست سنتی با بهرهگیری از دال بسط عدالت اجتماعی و حفظ ارزشهای سنتی و هنجارهای مورد قبول مردم سعی در تجلی جمهوریت و مشارکت سیاسی مردم داشت.
در نگرش اقتصادی راست سنتی، تولید و تجارت و صادرات اهمیت بسیاری دارد. پایگاه اجتماعی راست سنتی را میتوان در اقشار مذهبی، طبقه متوسط به پایین، بازار و طیف سنتی مشاهده کرد.
۵.گفتمان چپ سنتی (مذهبی)
این جریان در دهه ۶۰ نقش فعالی در عرصههای سیاسی داشت. بعد از کنار رفتن دولت موقت و دولت بنی صدر، زمینه و شرایط برای بروز و ظهور اختلافات نظری در میان نیروهای انقلابی درون حاکمیت مهیا شد. در این تقابلها، شعارهای دفاع فعال از قشر مستضعف و گسترش آموزشهای عقیدتی، تاکید بر تعهد به جای تخصص، هواداری از آرمان برابری فرصتها، گرایش به ایمان دنیوی اخروی، گرایش به سوی جهانوطنی و امت واحده به جای میهنپرستی و ملیتگرایی در زمره دالهای این گفتمان به چشم میخورد.
این گفتمان در سیاست خارجی دارای موضع رادیکال بود و در آن غربستیزی و صدور افکار و آرمانهای انقلاب به هر نحوی از اهداف فرامرزی برشمرده میشد.
دید طرفداران این گفتمان نسـبت بـه مقوله فرهنگ و مظاهر آن بسیار بسته و تنگنظرانه بود و از دید منتقدان آن با هر نوآوری در زمینه فرهنگ که میخواست سنتها و ارزشها را تعدیل کند، برخورد میکرد. البته در دهه هفتاد طرفداران این گفتمان دید معتدلتری نسبت به مسائل مطرحشده پیدا کردند.
از دیدگاه گفتمان چپ سنتی، توسعه و رشد اقتصادی در مقایسه با عدالت اجتماعی از اولویت کمتری برخوردار است. به طور کلی دخالت مستقیم دولت در اقتصاد، تاکید بر عدالت اجتماعی و استقلال اقتصادی و سیاسی، مخالفت صریح با خصوصیسازی و آزادسازی اقتصادی، مخالفت با تعدیل اقتصادی و حاکمیت سرمایهداری از دیدگاههای این گفتمان محسوب میشد.
۶.گفتمان چپ مدرن
از دهه هفتاد گفتمان چپ مدرن با بهرهگیری از دال روشنفکری، گسترش نهادهای مدنی و احزاب، جمهوریتخواهی، نقد و نقدپذیری و تاختن به نهادهای حاکمیتی، به مشارکت سیاسی مردم بها داده و تلاش کرد بر مشارکت مردم بیافزاید
طی دهه هفتاد در چرخش گفتمانی که در چپ سنتی شکل گرفت این جریان به سمت نگرشها و رویکردهای متفاوتی نسبت به گذشته حرکت کرد. مواضع و دیدگاههای جناح چپ مدرن را باید در تعدیل و دخل و تصرف دیدگاههای سایر طیفها به ویژه چپ سنتی یافت.
چپ مدرن در بعد سیاسی به مشارکت سیاسی مردم در قالب نهادهای مدنی و احزاب مینگریست و احزاب و گروههای سیاسی را حد وسط بین دولت و جامعه میدانست و بر جمهوریت و اسلامیت نظام تأکید داشت.
چپ مدرن به تبادل فرهنگی و تقویت بسترها و زیر ساختهای فرهنگی، حفظ و تقویت هویت دینی و ملی برای ایجاد مصونیت اجتماعی در برابر تهاجم و ایجاد زمینه اندیشهسازی اهمیت زیادی میداد.
از دهه هفتاد گفتمان چپ مدرن با بهرهگیری از دال روشنفکری، گسترش نهادهای مدنی و احزاب، جمهوریتخواهی، نقد و نقدپذیری و تاختن به نهادهای حاکمیتی، به مشارکت سیاسی مردم بها داده و تلاش کرد بر مشارکت مردم بیافزاید.