
به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران با بیان اینکه «نه جنگ امر اصیل است و نه مذاکره؛ امر اصیل، منافع ملی است» گفت: آنچه امروز ما را به این گزاره هدایت میکند که «هیمنه آمریکا توسط ملت ایران شکسته شد» ناشی از ایمان و امیدی است که رهبر شهید در یک فرآیند تاریخی بلندمدت همواره به جامعه منتقل کردند و مردم را به این باور رساندند که میتوان ایستادگی کرد.
در حالی که تنشهای میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در طی یک سال گذشته به اوج خود رسیده است، پرسشهای کلیدی پیرامون امکان و چگونگی بازگشت به میز مذاکره در راستای «مدیریت بحران» و «پیشگیری از تصاعد تنشهای ناخواسته» همچنان در کانون توجه تحلیلگران بینالمللی قرار دارد.
ناظران علت درخواست مذاکره از سوی آمریکا را عدم دستیابی به اهداف از پیش طراحی شده جنگ اخیر و بالا رفتن هزینههای این جنگ برای آنها میدانند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران نیز توانسته است با طراحی یک برنامه راهبردی بلندمدت که قریب به چهار دهه از زمان آغاز آن میگذرد به «بازدارندگی فعال» دست یابد. در این پارادایم، تهران توسعه نیروی دفاعی کشور – بویژه توانمندیهای موشکی – و حمایت از متحدان منطقهای را به عنوان ابزارهای کلیدی برای مقابله با فشار حداکثری واشینگتن دنبال کرده است.
علاوه بر پرسشهای کلیدی درباره مذاکرات جاری، چشمانداز آتی جامعه ایرانی که تابع مستقیمی از وقایع اخیر است، به یکی دیگر از موضوعات مورد بحث محافل سیاسی داخلی بدل شده است. در این چارچوب نقطه مشترک نظرات بسیاری از تحلیلگران سیاسی و اجتماعی، تاکید بر بهرهگیری از ظرفیت غنی نخبگانی جامعه ایرانی و پرهیز از افراط و تفریط در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
در راستای تحلیل چالشهای فوق بر آن شدیم تا در خبرگزاری جمهوری اسلامی، میزبان «محمد عطریانفر» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران و نیز عضو حقیقی شورای اطلاع رسانی دولت چهاردهم باشیم. آنچه در ادامه میآید مشروح گفتگوی صمیمانه با وی است.
جنگ نقطه عطفی تحت عنوان «بازگشت مسئولان به مردم» را رقم زد
ایرنا: از نظر شما چه پدیده ارزشمندی در این جنگ رخ داد که آن را پیشبینی نمیکردید؟
عطریانفر: پرسش بسیار مهمی شد و واقعیت این است که جنگی که رخ داد، به نظر من نقطه عطف مهمی را در آینده سیاسی ایران رقم زد؛ نقطهای که میتوان از آن بهعنوان «بازگشت و رجعت حاکمیت به مردم» یاد کرد. در مقابل، ملت ایران نیز رسم جوانمردی در قبال حاکمیت و نظام سیاسی از خود نشان دادند. به این معنا که بار دیگر با محوریت دفاع سرزمینی و دفاع ملی که از سوی مسئولان ارشد سیاسی و نظامی کشور دنبال شد، فرصتی فراهم آمد تا مردم علیرغم همه انتقادها، گلایهها و دلخوریهایی که نسبت به مدیریت کشور و عملکرد مسئولان داشته و دارند مجدداً آغوش خود را به سوی مسئولین بگشایند و همبستگی، همدلی، همگرایی و پیوند تاریخی خود را بار دیگر به نمایش بگذارند.
ایرنا: برای حفظ این انسجام ملی در پساجنگ چه راهکارهایی وجود دارد؟ اساسا باید و نبایدهای بازسازی کشور پس از جنگ چیست؟ آیا مسئولین برای این شرایط آمادگی دارند؟
عطریانفر: برای نخستین بار، دغدغهای که حضرت امام خمینی(ره) در مقاطع مختلف حیات خود به آن اشاره کرده بودند، امروز جنبه عینی و عملیاتی پیدا کرده است. امام خمینی(ره) بارها خطاب به مسئولان کشور هشدار داده بودند که مراقب حال مردم باشند. بعد از گذشت ۴۷ سال، به اعتقاد من، برای نخستین بار این هشدار و هوشیاری امام (ره) نزد مسئولان کشور بهصورت جدی درک شد. مسئولان دریافتند که اگر مردم را کنار خود نداشته باشند، نظام سیاسی ایران بهراحتی میتواند قربانی مطامع و سیاستهای قدرتهای جهانی شود.
مسئولان دریافتند که اگر مردم را در کنار خود نداشته باشند، نظام سیاسی ایران بهراحتی میتواند قربانی مطامع و سیاستهای قدرتهای جهانی شود.
این اتفاق، رخدادی بسیار مهم و تعیینکننده بود. اکنون مسئولان کشور بهصورت جدی مراقبت میکنند که در دوران پس از جنگ، جایگاه عظیم مردم را بهعنوان پشتوانه اصلی نظام حفظ کنند و نسبت به مطالبات آنان، رعایت عدالت، قسط و اصولی که اسلام بر آن تأکید دارد، حساسیت بیشتری نشان دهند و تلاش کنند امید و اعتماد مردم به نظام سیاسی را در مسیر پاسخگویی به مطالباتشان تقویت کنند.
ایرنا: جامعه ایران انباشتهای از تکثر معانی گوناگون برای زندگی، حیات سیاسی، فرهنگی و … است، آینده این کثرت پس از جنگ چه خواهد شد؟ آیا مسئولان میتوانند آن را در قالب منافع ملی به وحدت برسانند؟
عطریانفر: اگر با نگاه همگرایانه به کثرتها نگاه شود، همین تنوع و تکثر میتواند بهجای تفرق، به همدلی و وحدت منجر شود. در گذشته، رابطه تاریخی میان ملت و حاکمیت عمدتاً رابطهای تودهای بود؛ به این معنا که یک نقطه مرکزی تحت عنوان مسئولان تعریف میشد و آنها مستقیماً با مردم گفتوگو میکردند. این شیوه در جای خود ایرادی ندارد، با این وجود رفتارهای تودهای، ارتباطات از موضع بالا، در شرایط هیجانی جواب میدهد ولی زمانی که جامعه به ثبات و استقرار میرسد، منطقی است که این رابطه بهسوی نهادهای متکثر اجتماعی و سیاسی حرکت کند؛ نهادهایی که در ادبیات سیاسی از آنها بهعنوان «احزاب» یاد میشود.
احزاب ریشهدار اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت تقویت میکنند
احزاب ملی و ریشهدار، که نسبت به سرنوشت کشور و مردم احساس تعلق دارند، باید تقویت شوند و وقت و انرژی لازم برای توسعه این نهادهای واسط صرف شود. این احزاب میتوانند نقش بسیار مهمی هم در پایداری نظام سیاسی و هم در پاسخگویی به مطالبات مردم ایفا کنند، در واقع، آنها حلقه واسطی هستند که اعتماد متقابل و انسجام ملی را میان مردم و حاکمیت تقویت میکنند
ایرنا: وضعیت احزاب در ایران را چگونه میبینید؟
عطریانفر: متأسفانه وضعیت احزاب در ایران مطلوب نیست. هرچند در قانون اساسی، رد پای حقوقی و قانونی احزاب بهخوبی دیده میشود، اما در عمل، نظام سیاسی ما فراتر از جنبههای شکلی و قانونی، هنوز مقوله حزب را بهعنوان یک نهاد واقعی و اثرگذار به رسمیت نشناخته است. این مساله یکی از آسیبها و پاشنه آشیلهای جدی نظام سیاسی ماست که نیازمند بازنگری و اهتمام اساسی است.
ایرنا: این مساله چه الزاماتی دارد؟
عطریانفر: در نظام تربیتی، اجتماعی و مدیریت ایران و هر کشور دیگری نسبتی بین «تکلیف» و «اختیار»، «حق» و «پاسخگویی» وجود دارد و این رابطه کاملا معنادار و عقلایی است و در ادبیات دینی و اعتقادی ما نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ یعنی اگر نهادی اختیار دارد، باید پاسخگو هم باشد و اگر قرار است پاسخگو باشد، باید اختیار واقعی نیز داشته باشد. ما باید نهادهای واسط، مانند احزاب، را دوباره به جایگاه اصلی خود بازگردانیم؛ بهگونهای که اختیار لازم برای احیای گفتوگوی انتقادی و سازنده در بدنه اجتماعی و میان نخبگان را داشته باشند و در برابر این اختیار نیز پاسخگو باشند.
احزاب باید اختیار لازم برای احیای گفتوگوی انتقادی در بدنه اجتماعی را داشته باشند و در برابر این اختیار نیز پاسخگو باشند.
در گذشته این روند آسیب دیده بود؛ احزاب عمدتاً بهصورت ظاهری و تشریفاتی عمل میکردند و در برخی مقاطع تنها بهعنوان ابزاری برای انتقال پیامهای رسمی مورد استفاده قرار میگرفتند. این وضعیت باید اصلاح شود و احزاب به جایگاه واقعی خود بازگردند تا قدرت سیاسی در کشور، از مسیر احزاب و انتخابات جابهجا شود. قدرت سیاسی ایران تا جایی که سخن از انتخاب و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود مطرح است، باید از معبر انتخابات و احزاب شکل بگیرد.
ایرنا: حزب متبوع شما (کارگزاران سازندگی) چه تلاشی برای تحقق این هدف کرده است؟
عطریانفر: همه احزاب سیاسی، بهویژه احزاب اصلاحطلب از دوم خرداد به این سو، اهتمام کردهاند در موقعیت قانونی و ملی خود درست قرار بگیرند. اما همانطور که اشاره کردم، حاق سیاست در اختیار امر حاکمیت است و بخش مهمی از قدرت سیاسی در پشت صحنه، این نقش را بهطور کامل به رسمیت نشناخت و در نتیجه احزاب آنگونه که باید توفیق چندانی پیدا نکردند. این مسئله فقط مربوط به اصلاحطلبان نیست؛ حتی جریانهای اصولگرا نیز با وجود حضور در قالب احزاب متعدد، عمدتاً حضوری صوری و کماثر دارند و اثر اجتماعی واقعی در آنها دیده نمیشود.
ایرنا: برای دوران پساجنگ و سازندگی جامعه ایران به چه مؤلفههای اجتماعی نیاز دارد تا بتواند همبستگی ملی را حفظ و تقویت کند؟
عطریانفر: واقعیت این است که حاکمیت باید در بسیاری از حوزهها بازنگری جدی انجام دهد یعنی در همه مسائلی که به سرنوشت مردم مرتبط است. مردم در سطوح مختلف مطالبات گستردهای دارند؛ آنها در یک ماتریس نسلی، موضوعی و سرزمینی توقعات خود را مطرح میکنند و این یک ماتریس سه بعدی است. به این معنا که اقوام ایرانی نقش بسیار مهمی در تثبیت امنیت و سیاست در مناطق دور از مرکز دارند. این اقوام مطالباتی در چارچوب نظام سیاسی دارند که هنوز پاسخ درخور و شایستهای دریافت نکردهاند.
حاکمیت باید در بسیاری از حوزهها بازنگری جدی انجام دهد یعنی در همه مسائلی که به سرنوشت مردم مرتبط است.
برخی دولتها تا حدی به این مطالبات توجه کردهاند اما نه در سطحی که متناسب با شأن نظام جمهوری اسلامی باشد. از سوی دیگر، ما با نسلهای متفاوتی روبهرو هستیم. نسل جوان امروز در جهانی زندگی میکند که خود را با دیگر کشورها مقایسه میکند و توقعاتش را بر اساس استانداردهای جهانی تنظیم میکند. نسل میانی، که انقلاب را درک کرده و تحولات چند دهه گذشته را دیده است، فاصلهها را از گذشته تاکنون میبیند و نسلهای مسنتر نیز طبیعتاً انتظارات خاص خود را دارند.
در کنار این مسائل، موضوع زنان و نقش اجتماعی آنان نیز بسیار مهم است. در گذشته شاید حقوق زنان تحت تأثیر وجه غالب حضور مردان نادیده گرفته میشد اما امروز زنان و دختران جوان ایرانی حرفهای بسیار دارند و انتظار دارند علاوه بر نقش تاریخی و مهم خود در بنیان خانواده، در عرصه اجتماعی نیز نقش کلیدی ایفا کنند، بنابراین باید مشارکت واقعی و نه صرفاً تشریفاتی در ساختارهای اجتماعی و سیاسی داشته باشند. اینها نکاتی است که حاکمیت باید برای ورود به دوران جدید پس از جنگ بهصورت جدی به آن توجه کند.
مهمترین دستاورد رهبر شهید انقلاب، ایستادگی در دفاع از استقلال ایران بود
ایرنا: رهبر شهید، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، چه میراثی برای دوران جدید انقلاب اسلامی به جا گذاشتند؟
عطریانفر: ایشان ۳۷ سال مدیریت کشور را برعهده داشتند و آثار و برکات مدیریتیشان همچنان در کشور جاری و ساری است. مهمترین دستاوردی که از زندگی و زمانه آیتالله خامنهای میتوانیم بر آن تاکید کنیم، هزینه سنگین و مقاومتی است که ایشان در صیانت از استقلال ایران هم از ناحیه شخص خودشان و هم از ناحیه ملت ایران پرداخت کردند. پیامد همین مقاومت تاریخی در دفاع از استقلال ملی بود که امروز شاهد ایستادگی ۴۰ روزه و پیش از آن مقاومت ۱۲ روزه بودیم.
آنچه امروز ما را به این گزاره هدایت میکند که «هیمنه آمریکا توسط ملت ایران شکسته شد» ناشی از ایمان و امیدی است که رهبری شهید در یک فرآیند تاریخی به جامعه منتقل کردند.
آنچه امروز ما را به این گزاره هدایت میکند که «هیمنه آمریکا توسط ملت ایران شکسته شد» ناشی از ایمان و امیدی است که رهبری شهید در یک فرآیند تاریخی بلند مدتِ قریب به چهار دهه همواره به جامعه منتقل کردند و مردم را به این باور رساندند که میتوان ایستادگی کرد. البته این مسیر هزینههای سنگینی نیز داشت؛ تحریمها یکی از مهمترین تبعات این مقاومت بود. اما در برابر این هزینهها، دستاوردی که میتوان بر آن تأکید کرد، مساله «استقلال ملی» و دفاع از «کیان سرزمینی» و «هویت ملی» ایران است و به قدری پرهیجان و ارجمند است که مردم ایران امروز به نقطهای رسیدهاند که در تاریخ چند صد سال اخیر کمنظیر است.
اینکه کشوری در اندازه ایران بتواند در برابر بزرگترین ابرقدرت جهان یعنی آمریکا بایستد، آن هم در شرایطی که بسیاری از کشورهای خرد و کلان پیرامونی نیز کنار آمریکا قرار گرفته بودند، بسیار ارزشمند است و ایران توانست بعد از یک تاریخ ۴۷ ساله، حقیقت مسلم استقلالی خود و پایگاه نیرومند بقایش در این سرزمین را اثبات کند. حکومتها در یک فرآیند نیمقرنی معمولا رنگ میبازند اما این پایداری و مقاومت ایرانیان، محصول نوع نگاه رهبری شهید بود؛ نگاهی که اکنون به عصر جدید ما منتقل شده است.