
به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه فشار حداکثری و ادبیات قلدرمآبانه آمریکا نه به قصد مذاکره بلکه با هدف تسلیم ایران است؛ تاکید کرد:کشورهای منطقه باید در برابر ماجراجوییهای رژیم صهیونیستی و آمریکا هوشیارانه برخورد کنند و ایران هم باید از ظرفیتهای متنوع نهادهای منطقهای و بینالمللی استفاده کند.
تکرار تهدیدات و ادعاهای «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا علیه ایران در مقطعی که این کشور با زیرپاگذاشتن تمام قواعد و قوانین بینالمللی و حمله به تمامیت ارضی ونزوئلا، رئیسجمهور این کشور را ربوده است، حکایت از آن دارد که دکترین سیاست خارجی آمریکا، بر یکجانبهگرایی قدرتمحور تکیه کرده و در مسیر اجرای این سیاست هیچ خط قرمزی برای خود تعریف نکرده است. با این همه و به گواه تاریخ مواجهه با کشور و سرزمینی مانند ایران به سبب مجموعهای از دلایل تاریخی، فرهنگی و ژئوپلتیکی قابل مقایسه با هیچ سرزمین دیگری نیست و تهران در برابر زیادهخواهیهای نیروهای خارجی ایستادگی خواهد کرد.
در کنار این اصل بدیهی اما تهدیدات و ادعاهای رئیسجمهور آمریکا نیازمند بررسی و تامل تا مشخص شود؛ ترامپ در این مقطع زمانی با چه هدفی در پی اعمال انواع فشارهای سیاسی، روانی، اقتصادی و نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است. به منظور بررسی این مهم و آسیبهایی که ماجراجوییهای آمریکا میتواند در منطقه به دنبال داشته باشد با «سیدمحمدعلی حسینی» سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه به گفتوگو پرداختیم.
آمریکا به دنبال گسترش هژمونی و سلطه خود در مناطق مختلف دنیاست
چرخه اقدامات عجیب و خلاف قانون رئیسجمهور آمریکا با بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا ادامه یافت. ترامپ شب گذشته اظهارات و دو روز پیش هم توییت تند و مداخلهجویانهای علیه ایران نوشت و به صورت علنی تهران را تهدید کرد، در بررسی این چرخه مهمترین اهداف رئیسجمهور آمریکا از این میزان مداخله و یکجانبهگرایی چیست؟
اظهارات مداخله جویانه و سخنان بیگانه با ادب و اخلاق و فرهنگ آقای ترامپ نسبت به نظام جمهوری اسلامی و مردم شریف ایران در گذشته نیز سابقه دارد. اطلاع دارید که ایشان نسبت به معترضین میلیونی هموطن خود در داخل آمریکا هم از تعابیر و تصاویر بسیار زنندهای استفاده کرده و میکند و اساسا دنیا شخصیت او را در گفتار و عمل، به دور از ادب و اخلاق و رفتار متعارف انسانی ارزیابی می کند. اظهارات اخیر آقای ترامپ در خصوص امور داخلی کشورمان باضافه سابقه اعمال تحریمهای حداکثری و به تعبیر خودشان فلج کننده علیه ملت ایران بهروشنی نشان داد که امنیت ، آرامش، پیشرفت و رفاه مردم ایران هیچ ارزشی برای دولت آمریکا و سردمداران آن ندارد؛ بلکه بالعکس همزمان با شعارهای فریبنده، هزینه های فراوانی صرف می کنند تا منافع و امنیت ملی و استقلال و حتی تمامیت ارضی کشور را تخریب نمایند. ملت ایران شراکت آمریکا و شخص ترامپ در جنایات رژیم پلید صهیونی در جنگ دوازده روزه و به شهادت رساندن فرماندهان و دانشمندان و خانواده ها و کودکان خود و تلاش برای تخریب زیرساختهای علمی و دفاعی کشور را از یاد نبرده و مسئولیت مستقیم رئیسجمهور آمریکا را در ترور عزیزترین فرمانده نظامی خود یعنی سردار شهید سلیمانی را فراموش نخواهد کرد.
آمریکا به دنبال گسترش هژمونی و سلطه خود در مناطق مختلف دنیاست و از یک طرف کشورهای مستقل از جمله جمهوری اسلامی در منطقه غرب آسیا و ونزوئلا در آمریکای لاتین و از سوی دیگر حتی نهادهای نیم بند و منفعل بینالمللی را مزاحم سیاستهای یکجانبه گرایانه خود میبیند و لذا روش زورمداران تضعیف و تخریب را در پیش گرفته است؛ روشی که تهدید جدی برای صلح و امنیت جهانی بهشمار می رود و هوشیاری کشورهای مختلف را می طلبد.
فشار حداکثری و ادبیات قلدرمآبانه نه به قصد مذاکره بلکه با هدف تسلیم ایران است
پس از این توییت و نیز اظهارات بامداد امروز، گروهی از تحلیلگران معتقدند که ترامپ با به کار گرفتن چنین ادبیاتی تلاش میکند در تداوم سیاست حداکثری علیه ایران، تهران را برای حضور در پای میز مذاکره مجبور کند. این تحلیل چقدر به واقعیت نزدیک است؟
آمریکا در حین مذاکره، به ایران و همزمان به دیپلماسی و مجموعه قواعد و قوانین بین المللی خیانت و بهطور مستقیم و غیر مستقیم خود را شریک جنایات رژیم صهیونیستی کرد. بنابراین اگر طرف آمریکایی هر از گاهی صحبت از مذاکره میکند مقصد و منظورش تسلیم ایران به خواستههای نامشروع خود و ضدمنافع و امنیت ملی ایران است. به عبارت دیگر اعمال فشارهای حداکثری و استفاده از ادبیات قلدرمآبانه و تکراری تهدید آمیز علیه ایران نه به قصد مذاکره و بهره برداری از ابزار دیپلماتیک بلکه با هدف فریب افکار عمومی و تسلیم ایران است.
ایالات متحده به هر بهانهای برای توجیه دخالتهای غیرقانونی خود در امور داخلی کشورها متوسل میشود
دخالت آمریکا در امور ایران و تهدید به آغاز جنگ علیه این بار به بهانه اعتراضات داخلی بوده است. همزمان چند روز پیش ترامپ در حالی که دوشادوش نخست وزیر رژیم صهیونیستی ایستاده بود مجددا ایران را به حمله نظامی در صورت از سرگیری برنامه هسته ای یا توسعه برنامه موشکی تهدیدکرد. در چنین شرایطی چطور میتوان ادعای امریکا درباره دراز بودن دست دیپماسی تیم ترامپ به سمت تهران را درمیدان عمل باورو بر روی ان برای اغاز مذاکره حساب باز کرد؟
ادعای آمریکا در استفاده از دیپلماسی و مذاکره دروغی بیش نیست و اکنون افکار عمومی جهان نیز نسبت به این قضیه آگاهی لازم را پیدا کردهاند.
ایالات متحده به هر بهانهای متوسل میشود تا دخالتهای غیرقانونی خود در امور داخلی کشورها را توجیه نماید. بهانه اخیر ، ابراز نارضایتی و عتراض گروهی از بازاریان و کسبه شریف بوده که آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف سوءاستفاده از آن و فعالسازی ایادی و مزدوران خود تلاش کردند که آن را در جهت اهداف پلید خود منحرف سازند که البته با عکس العمل مناسب این قشر عزیز مواجه شدند. تهدید به حمله نظامی هم مرتبا از سوی این دو شرور سیاسی مطرح می شود. جمهوری اسلامی برنامه های خود را در زمینه ادامه برنامه مسالمتآمیز هستهای و همچنین تقویت توان بازدارندگی و دفاع موشکی با جدیت دنبال میکند و مواضع قلدرمآبانه آمریکا را برنمی تابد.
آمریکا و رژیم صهیونیستی اشتراک منافع بسیار گسترده و عمیقی دارند
برخی از تحلیلگران این میزان فشار آمریکا و حتی پذیرش تبعات حمله نظامی به ایران را به دلیل حمایت تمام قد ترامپ از اسرائیل ارزیابی میکنند؛ چرا رئیسجمهوری که با شعار اول آمریکا سال گذشته به کاخ سفید بازگشت، به نوعی با اقدامات خود اول به منافع اسرائیل بها داده است؟ این تناقض در شعارهای انتخاباتی و عملکرد ترامپ در قبال ایران، ونزوئلا و یا حتی چراغ سبز دادن به اسرائیل در پرونده فلسطین چطور قابل توضیح است؟
آمریکا و رژیم صهیونیستی اگرچه بندرت دارای اختلاف نظر پیرامون یک موضوع نه چندان مهم و راهبردی هستند اما اشتراک منافع بسیار گسترده و عمیقی دارند که قابل انفکاک و تمایز از یکدیگر نیست. مواضع اعلامی این دو و تصمیمات راهبردی و اقدامات آنها از یک هویت و ماهیت شرور توسعه طلبانه و قلدرمآبانه سرچشمه می گیرد. لذا بهعنوان نمونه مشاهده میکنید که دولت و احزاب مطرح و نهادهای مختلف در ایالات متحده در جهت حمایت از کشتار بیرحمانه کودکان و زنان و مردمان بی دفاع و مظلوم غزه و نسل کشی آشکار رژیم پلید صهیونیستی در این باریکه، تمام قد ایستاده و کف میزنند و در ابعاد مختلف پشتیبانی میکنند. نمونههای بیشمار دیگری نیز میتوان مطرح کرد بهعنوان مثال آیا اختلاف نظر و تعارض منافعی بین واشنگتن و تل آویو در تحمیل جنگ دوازده روزه بر جمهوری اسلامی و تجاوز وقیحانه آمریکا بر ضد رئیسجمهوری قانونی ونزوئلا و اقدام علیه استقلال و حاکمیت ملی این کشور، مشاهده می شود؟ جدا از مردم آمریکا که بهنظر می رسد در صورت آگاهی از ماهیت و عمق تحولات، مخالف چنین چسبندگی بین دولت خود و دولت جعلی صهیونی باشند، رویکرد حاکمان آمریکا اعم از جمهوریخواه و دموکرات نسبت به این رژیم نامشروع یکسان است اگر چه بنا به سلیقه رئیسان جمهور و تیم همراه ممکن است دارای شدت و ضعف بسیار محدود باشد.
کشورهای منطقه باید مقابله هوشمندانه با سیاستهای ماجراجویانه آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام دهند
ادعاهای رئیسجمهور آمریکا و دخالت وی با واکنشهای تند مقامات ایران روبرو شد از جمله به خطر افتادن منافع آمریکا در منطقه. فکر میکنید واکنش متحدان عربی امریکا در منطقه به تنش افزایی اخیر نتانیاهو و ترامپ چه خواهد بود و سیاست منطقهای ایران با همسایگان خود تا چه اندازه میتواند شرایط را برای ماجراجویی آمریکا سخت کند؟
منطق سیاسی ایجاب می کند که کشورهای مختلف منطقه از ماجراجویی های رژیم صهیونی و آمریکا در منطقه نگران باشند و برنامههای آنها را بر ضد منافع ملی و امنیت و ثبات منطقهای بدانند. این نگرانی البته همواره وجود داشته لیکن در این مقطع زمانی بیش از پیش مشهود و ملموس است. برای رفع این نگرانی باید بهصورت جمعی و انفرادی اقدامات مناسبی را نسبت به مقابله هوشمندانه با سیاستهای ماجراجویانه آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام دهند و ضمن تحکیم پیوندهای همسایگی و منطقهای، تهدیدات بالقوه را تبدیل به فرصتهای سازنده و بالفعل کنند. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اصول قانون اساسی و رهنمودهای رهبری معظم انقلاب، همواره بر تقویت همکاریهای مشترک بین کشورهای منطقه در همه ابعاد تاکید داشته و اولویت خاصی برای همسایگان قائل بوده است. افزایش همکاریهای دسته جمعی در قالب سیاست همسایگی تامین کننده منافع مشترک منطقهای و تضمین موثری برای تقویت ثبات و امنیت کشورهای مختلف خواهد بود. از این جهت افزایش رایزنیها و برنامههای اجرایی همکاریهای مشترک میتواند موجب کاهش فرصتها برای دخالتهای زورمداران بیگانه گردد.
باید از ظرفیتهای متنوع نهادهای منطقهای و بینالمللی استفاده کنیم
فکر میکنید در حال حاضر دستگاه دیپلماسی باید برای رفع این تهدید و خطر چه نقشه راهی را مبنای کار قرار دهد؟
اکنون بیش از هر زمان دیگر برای ملتها و دولتهای مختلف روشن شده که مقامات آمریکایی به هیچیک از قواعد متعارف و شناخته شده جهانی و اصول انسانی و حقوق بشری پاییبند نیستند. آنان یاغیان و اشراری را میمانند که سرخوش از باصطلاح قدرت خود، اصول اولیه دیپلماسی و حقوق بین الملل را لگدمال کرده و برای صلح و امنیت جهانی به عنوان یک تهدید مشترک بهحساب می آیند. انجام رایزنیها و دیدارها و گفتگوهای رو در رو با مقامات ذیربط سیاست خارجی کشورهای مختلف بهویژه کشورهای تاثیر گذار و همسو ، بهرهبرداری از ظرفیتهای متنوع نهادهای منطقهای و بینالمللی، استفاده از دیپلماسی عمومی و رسانه ای از جمله اقداماتی است که در حوزه سیاست خارجی باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد.