
به گزارش پایگاه خبری راه وطن به نقل از ایرنا صاحبنظران حوزه آب، اساسیترین راهکارهای برونرفت از وضعیت کنونی را در گروی رفع تعارضات حکمرانی آب میدانند و تصریح میدارند اختیار آب کشور عملا به یک نهاد واگذار شده است در حالی که امور تخصیص و سیاستگذاری باید در یک نهاد حاکمیتی مستقل انجام شود.
مسالهای که بهنوعی با زندگی روزمره همه ما گره خورده است: بحران آب.
از دید بسیاری، اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره احتمال تخلیه پایتخت بهدلیل کمبود آب را میتوان فشرده شدن رسمی دکمه آژیر بحران آب دانست. امروز دیگر بحران آب تنها یک مساله منفرد نیست بلکه با بحرانهای دیگری نظیر فرونشست زمین، آلودگی هوا، ریزگردها و ناترازی انرژی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم پیوند خورده است.
این در حالی است که کارشناسان، سالها پیش نسبت به بروز قریبالوقوع بحران آب هشدار داده بودند و امروز با رسیدن بیآبی به شهرها، مردم بهطور ملموس طعم تلخ این بحران را احساس میکنند. در این ایام، تبلیغات متعددی درباره صرفهجویی در مصرف آب شهری دیدهایم اما همه اذعان دارند که بخش عمده مصرف آب در حوزههایی مانند کشاورزی است و مدیریت منابع آب، به تصمیمات جدی و ساختاری در همه بخشها نیاز دارد. با این حال، بهنظر میرسد جز توصیه به صرفهجویی، کمتر شاهد توجه به راهکارهای اصولی و ریشهای بودهایم.
برای بررسی این موضوع مهم، میزبان دو مهمان برجسته و صاحبنظر بودهایم؛ «عباس کشاورز» رئیس انجمن آبیاری و زهکشی کشور و از پژوهشگران شناختهشده این حوزه در سطح ملی و بینالمللی و همچنین «مسعود تابش» استاد دانشکده مهندسی عمران دانشگاه تهران و رئیس انجمن علمی آب و فاضلاب کشور.
در ادامه متن کامل این تلاقی را میخوانید:
هنوز درک مشترکی از ریشههای بحران شکل نگرفته است
ایرنا: با توجه به این که میخواهیم بیشتر روی راهکارها و تصمیمات کاربردی تمرکز کنیم، اجازه دهید ابتدا بپرسم آیا به نظر شما هنوز در میان کارشناسان و سیاستگذاران، اختلافنظر درباره ریشههای بحران آب وجود دارد؟ یا درباره دلایل اصلی بحران اجماع به وجود آمده است؟
عباس کشاورز: بسمالله الرحمن الرحیم. عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان محترم. متأسفانه باید عرض کنم پاسخ این سؤال منفی است. نهتنها اجماع وجود ندارد، بلکه هنوز درک مشترکی از ریشههای بحران شکل نگرفته است. اگر دقیقتر بگوییم، حتی نمیتوان اسمش را اختلافنظر گذاشت.
بخشی از کارشناسانی که عملاً در حوزه آب و کشاورزی دستاندرکار هستند، به ریشههای واقعی بحران اعتقاد ندارند و سیاستگذاران که اساساً اعتقادی به این مساله ندارند.
سالها پیش، کسانی که کوچکترین آشنایی با مسائل آب، محیط زیست، سرزمین و پایداری داشتند، میدانستند که کشور در حال ورود به بحران جدی آب است. نوشتند، گفتند، هشدار دادند، اما واقعیت این است که گوش شنوایی وجود نداشت و صریح بگویم، هنوز هم وجود ندارد. مساله فقط نرسیدن آب نیست؛ مساله مدیریت نادرست است. من در همین زمینه اخیرا مقالهای نوشتم با عنوان اینکه آب تهران مشکل کمبود ندارد، مشکل مدیریت دارد.
سرانه آبی که برای پایتخت ایران تامین میشود از بسیاری از کشورها بالاتر است
سرانه آبی که برای تهران تأمین میشود، از بسیاری از کشورها بالاتر است. پس چرا مردم باید نگران آب شرب و زندگی عادی خود باشند؟
ما تا امروز، تقریباً تمام تمرکزمان بر ایجاد منابع جدید آبی بوده آنهم آبی که اساساً وجود ندارد یا حق ما نیست. این میشود انتقال آب، جابهجایی آب، پروژههای پرهزینهای که فقط بحران را از جایی به جای دیگر منتقل میکند.
سهم منطقی انسان از منابع آب نباید بیش از ۴۰ درصد باشد اما ما از مرز ۹۰ تا ۹۴ درصد عبور کردهایم
وقتی آقای رئیس جمهور میگوید آب طالقان برای تهران انتقال پیدا کند، باید گفت آب طالقان متعلق به همان منطقه و حوضه سفیدرود است، نه تهران. ما با این کار، فقط بحران را تکثیر میکنیم. مشکل اساسی، بهنظر من، یک مشکل نهادی و ذهنی است؛ هم در بدنه کارشناسی و هم در سطح سیاستگذاری.
برداشت ما از آب، برداشت علمیِ سازگار با طبیعت نبوده است. ببینید، سهم منطقی انسان از منابع آب شامل شرب، صنعت و خدمات در خوشبینانهترین حالت نباید بیش از ۲۰ تا ۴۰ درصد باشد. اما ما از مرز ۹۰ تا ۹۴ درصد مصرف عبور کردهایم. این یعنی طبیعت عملاً از حق خودش محروم شده است.
گیلان و مازندران هم مصون نیستند. بحران آب، یک مساله سراسری است
نتیجه چه شده؟ مجموعهای از کارشناسانی که با طرح و پروژه، تقاضا را تحریک کردهاند و سیاستمدارانی که با گشادهدستی منابع مالی دراختیارشان گذاشتهاند، کشور را به نقطهای نزدیک کردهاند که از نظر من بازگشتناپذیر است. اصلاً فکر نکنید مساله فقط تهران یا اصفهان یا فارس است. گیلان و مازندران هم مصون نیستند. بحران آب، یک مساله سراسری است. رویکرد ما چه کارشناسی، چه سیاسی در قبال آب غلط بوده و این خطا دارد هزینههای سنگین اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی به کشور تحمیل میکند. ما امروز برای انتقال آب مثلا برای اصفهان، آب را با دلارهای گران وارد میکنیم، در حالی که باید با شرایط سرزمین خود سازگار شویم.
در برنامههای توسعه، فرضمان این بوده که همه آب، ملک انسان است؛ در حالی که طبیعت، قدرتی بهمراتب فراتر از انسان دارد و امروز دارد هزینه این نگاه را از ما میگیرد.
ایرنا: بسیار ممنونم دکتر کشاورز. حتماً در ادامه از شما میپرسیم که کدام تصمیمها و کدام ذهنیتها غلط بوده و چه باید بهجای آنها قرار بگیرد. همین سؤال را از جناب آقای دکتر تابش هم میپرسم. اگر نکتهای در تکمیل فرمایشهای دکتر کشاورز دارید، بفرمایید.
مسعود تابش: بسمالله الرحمن الرحیم. من کاملاً با فرمایشهای آقای دکتر کشاورز موافقم و میخواهم روی یک نکته کلیدی تأکید کنم.
ما در کشور، با مشکل جدی ذهنیتی مواجه هستیم؛ ذهنیتی که مبنای تصمیمگیری کارشناسی و مدیریتی ما بوده و اشکالات فراوانی به آن وارد است. بخش مهمی از بحرانهایی که امروز گرفتار آن شدهایم، محصول همان ذهنیت است. واقعیت این است که ایران، کشوری با اقلیم خشک و نیمهخشک است. هزاران سال است که در چنین شرایطی زندگی کردهایم. میانگین بارندگی ما حدود یکسوم تا یکچهارم میانگین جهانی است. اگر این واقعیت طبیعی را بپذیریم، باید برنامههایمان بر اساس سازگاری با اقلیم طراحی شود.
نیاکان ما این موضوع را بهخوبی درک کرده بودند؛ نمونهاش سیستم قنات در یزد و بسیاری از مناطق دیگر کشور است که حاصل فهم دقیق محدودیتهای محیطی بود. این دانش و شیوه مواجهه با آب، یک ابداع بومی و مختص این سرزمین بوده است.
نیاکان ما این واقعیت را شناخته بودند، فهمیده بودند و پذیرفته بودند که باید متناسب با مقدار آب موجود برنامهریزی کنند؛ هم برای کشاورزی، هم برای نیازهای زندگی و هم برای سایر فعالیتها؛ اما متأسفانه با گذشت زمان، چند عامل مهم وارد معادله شد. از یکسو، پیشرفتهای تکنولوژیک باعث افزایش نیاز به آب شد و از سوی دیگر، ظهور ابزارهایی مثل پمپها و تجهیزات قدرتمند برداشت آب، قدرتی در اختیار بشر قرار داد که در سدههای پیش وجود نداشت. این ابزارها به انسان امکان دادند که به طبیعت غلبه کند و بیش از ظرفیتی که طبیعت توان تحمل آن را داشت، از منابع آب برداشت کند. بهتدریج، نوعی احساس قدرت کاذب در ذهنها شکل گرفت؛ این تصور که میتوان قواعد طبیعی و محدودیتهایی را که طبیعت برای ما تعیین کرده، تغییر داد یا کنار زد؛ البته این مساله فقط مختص ایران نیست، اما ایران یکی از روشنترین کیساستادیهای آن به شمار میرود.
ما هیچوقت به این مساله فکر نکردیم که باید به آب موجود قناعت کنیم
در بسیاری از کشورهای جهان نیز توسعه بر این پیشفرض بنا شد که هر مقدار آبی که بخواهیم، با ابزارهای مختلف میتوانیم به آن دسترسی پیدا کنیم و از آن در مسیر توسعه استفاده کنیم. ما هیچوقت به این مساله فکر نکردیم که باید به آب موجود قناعت کنیم و توسعه را بر اساس آن تنظیم کنیم.
من هنوز به یاد دارم در دهه شصت، در جلسهای با وزیر محترم نیرو درباره احداث یک سد صحبت میکردیم.
به راحتی روی کاغذ گفته میشد خب، این سد که اینجاست، ما از فلان حوزه یک خط انتقال میکشیم یا تونل میزنیم و آب را میآوریم پشت این سد. یعنی تفکر غالب این بود که با قدرت تکنولوژیکی که داریم، میتوانیم هر جا که خواستیم دخل و تصرف کنیم. شما امروز نگاه کنید؛ مثلاً سد پانزده خرداد در قم ساخته شده، اما آب آن را از حوزه الیگودرز منتقل کردهاند. یا آب طالقان که مربوط به دشت خاص خودش است، انتقال داده میشود و آن دشت را عملاً بیآب میکنیم. اینها نمونههایی از دهها و صدها مداخلهای است که در منابع آب کشور انجام شده است.
در نتیجه باید بپذیریم که صورت مساله را بهدرستی نفهمیدهایم و نکته نامطلوب دیگری که وجود دارد این است که سیاستگذاران ما، محور توسعه را فراوانی آب و دسترسی به آب فرض کردهاند.
بسیاری از نمایندگان تصور میکنند با انتقال آب به شهرشان توسعه و رفاه و شادی میآورند
اگر به رفتار بسیاری از نمایندگان مجلس نگاه کنید، این تصور وجود دارد که اگر به هر شکلی آب را به شهر یا روستای خودشان برسانند و نشان بدهند آب کافی آوردیم، فکر میکنند توسعه، رونق اقتصادی، شادی و رفاه اجتماعی ایجاد میشود؛ در حالی که واقعیت اینگونه نیست.
ما سدهای متعددی داریم که از همان اوایل انقلاب ساخته شدهاند، اما عملاً هیچ آبی پشت آنها جمع نشده است. میلیاردها تومان هزینه شده، اما آن سرویسی که تصور میشد ارائه دهند، محقق نشده است. به همین دلیل است که تا زمانی که این ذهنیتها اصلاح نشود و ما خودمان را در برابر واقعیتهای طبیعی تسلیم نکنیم، این مسیر اشتباه که در چهل تا پنجاه سال گذشته در سیاستگذاری آب طی شده، همچنان به شکل معیوب ادامه خواهد یافت.
آب جاری از ۹۰ میلیارد متر مکعب دهه ۶۰ به کمتر از ۵۰ میلیارد مترمکعب در دهه ۹۰ رسید
ایرنا: خیلی ممنونم از توضیحات شما، دکتر تابش. برمیگردیم خدمتتان. حالا میخواهم از جناب کشاورز بپرسم که با وجود رشد جمعیت، افزایش نیاز غذایی و مجموعه اتفاقاتی که در این سالها رخ داده، بهصورت فشرده بفرمایید بهنظر شما چه چیزهایی غلط بوده و چه کارهایی باید انجام شود؟
کشاورز: اجازه بدهید قبل از پاسخ مستقیم، یک اشاره آماری داشته باشم. تمام اعداد و ارقامی که عرض میکنم، اعداد رسمی هستند. در دهه شصت، بهطور متوسط ۹۰ تا ۹۲ میلیارد مترمکعب آب در رودخانههای کشور جریان داشت. این عدد در دهه نود به کمتر از ۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده است.